دختر قشنگم

لحظه های آخر همیشه دشوارند

لحظه هایی که در زندگی کم نیستند

لحظه هایی پر از ترس

لحظه هایی سرشار از نیاز و تمنا

لحظه هایی خالی از من بودن من

لحظه هایی که غرق نیاز میشوند

و رنگ و بوی خدایی می گیرند

شاید به همین خاطر است که میگویند:

"همیشه لحظۀ آخر خدا نزدیک تر میشه..."

اما

 شاید بهتر است بگوییم

همیشه لحظه آخر ...

از خود دورتر و به او نزدیک تر می شویم

چون او همیشه نزدیک است

و آن که همیشه دور است ماییم

افسوس...

...

کاش هر لحظه مان لحظه آخر بود...

کاش برای خدایی شدن منتظر لحظه آخر نمی ماندیم...

کاش همیشه خدایی بودیم...

 

 



موضوعات مرتبط:

تاريخ : ۱۳۸٩/٧/۱٩ | ٩:٥٤ ‎ق.ظ | نویسنده : یه شقایق | نظرات ()

می شه خدا رو حس کرد

خدا همه جاست

در ذره ذره وجود من و تو

خدا یکی است و همه

خدا خداست و من و تو بنده

مرزی بین من و تو هست ...

اما بین تو و او نه...

تو با او یکی هستی و او در وجود توست

باید خودت را بیابی تا او را یافته باشی

این خود چشم و گوش و دهان و ..رابگذار کنار

ببین چه می ماند؟!

همان را می گویم ..خوب بشناسش

تو او هستی!!

حالا باید حسش کنی...

آرام چشمهایت را ببند تا چشم درونت باز شود

حالا خوب می بینی همه چیز را...

از او بپرس چه می خواهد؟؟؟

حرفهایش را خوب گوش کن...

اگر مات و مبهوت ماند

اگر بدون این خود بیرونی آشفته شد

نگران نشو !

دست به کار شو!

خود بیرونی را کمرنگ تر کن

تا خود درونت را بیابی

تا خدا را حس کنی...



موضوعات مرتبط:

تاريخ : ۱۳۸٩/٧/۱۸ | ٧:٤٢ ‎ق.ظ | نویسنده : یه شقایق | نظرات ()

دخترم

گلم

عمرم

بهارم

شنیدم...

می گویند : ما امروزی هستیم!!

با خدا هستیم ؛ اما به صورت امروزی!!

بدون دین

...

بعضی هم پا را فرا تر گذاشته ..

می گویند:

 در امروزی بودن جایی برای خدا نیست..

ساده تر بگویم

دنیای امروزیشان آنقدر شلوغ است ...

که جایی برای خدا در آن پیدا نمی کنند!

...

و من می گویم : با خدا بودن یعنی دین داشتن

و بی خدا بودن یعنی دین نداشتن

مثل یه حساب ساده...

هر توجیهی یعنی عذر بدتر از گناه ...

فقط همین



موضوعات مرتبط:

تاريخ : ۱۳۸٩/٧/۱٧ | ٧:٥٠ ‎ق.ظ | نویسنده : یه شقایق | نظرات ()

واقعه ای عظیم در راه است

واقعه ای که وقوعش حتمی است

واقعه ای بزرگ

و در پی آن

رسیدن انسان به سرانجام اعمالش

...

آری

سرانجام اعمال

همه اعمال

از ریز و درشت

...

خدایا به تو پناه می برم

آن گاه که

زمین سخت به حرکت و لرزه درآید

و

آن گاه که

 کوهها متلاشی شوند

و همچون ذرات گرد در هوا پراکنده شوند

کوهها چون گرد....کوهها چون گرد....

کوهها چون گرد...

تصورش ممکن نیست

درحالیکه وقوعش حتمی است

آری... وقوعش حتمی است

خدایا

به راستی آیا جز تو پناهگاهی هم در آن روز خواهد بود!

پس این چه خواب سنگینی است که انسان را در بر گرفته؟

خدای زمین و آسمانها خبر از واقعه می دهد

خبر از روز حسابرسی

و من

 آرام و بی دغدغه نشسته ام

روزها از پی هم می گذرند...

خالق من هشدارم می دهد 

 عملت را درست کن

زمان در گذر است...

آگاه باش که

هر روز که می گذرد یک قدم نزدیک تر می شوی

اما

 من باز هم نشسته ام

آسوده و بی خیال! 

علم و عمل را به کناری گذاشته

و با تمام وجودم!

 غصه مال و منال دنیا را می خورم

عجبا از این انسان!!!



موضوعات مرتبط: دنیا

تاريخ : ۱۳۸٩/٧/۱٦ | ٥:۱۱ ‎ق.ظ | نویسنده : یه شقایق | نظرات ()

دختر نازنینم

فقر واژه تلخی است

واژه ای تهی .. با دریایی از مصداق

از فقر مالی تا فقر فرهنگی و ادبی...

از فقر عشق تا فقر بخشندگی...

و...

اما دختر خوبم

تلخ ترین نوع فقر

فقر اندیشه است...

فقر اندیشه یعنی فلج شدن انسان

حتی...

حتی اگر از همه فقرهای دیگر مصون باشد



موضوعات مرتبط:

تاريخ : ۱۳۸٩/٧/۱٤ | ۱:۳٧ ‎ب.ظ | نویسنده : یه شقایق | نظرات ()

دختر خوبم

این بار هم می ترسم!

اصلا هر زمانی که قلم بدست می گیرم

می ترسم

تنم می لرزد

می ترسم با نوشته هایم ناراحتت کنم

می ترسم  با خودت بگویی

 این حرفها همه قدیمی شده...

می ترسم از این که برای تو می نویسم سرزنشم کنی

درست است

 این رسم زندگی است

 جوان ترها همیشه در پی کشف تازه ها هستند

و زیاد از حرفهای نسل گذشته لذت نمی برند!  

من به تو حق میدهم

 می دانم که اهل فکر و منطقی

اما نمی دانم در آینده ای نزدیک

آرزو ها و ایده آل هایت چه خواهد بود

و همین طور تعریفت از زندگی؟

دختر نازنینم

شاید حرفهای من درنظر تو همه قابل قبول نباشند

اما با این وجود از یک مساله مطمئنم

 همین باعث شد تا دست به قلم شده

و 

 برای عزیزترینم بنویسم

 دختر گلم

تا دنیا دنیاست و تا طلوع خورشید ادامه دارد ...

تنها راه سعادت در زندگی

ایمان به خدای یگانه است

اما

ایمانی که نه باعث تنبلی و نه باعث خودخواهی ما شود

ایمانی که همچون پرو بالی برای پرواز باشد

نه سد راه ما برای راه رفتن 

ایمانی در قلب اندیشه...



موضوعات مرتبط: ایمان و اندیشه

تاريخ : ۱۳۸٩/٧/۱٠ | ۱٢:٢٥ ‎ب.ظ | نویسنده : یه شقایق | نظرات ()