معجزه شد!

خط اخمی عمیق

و

عمیق تر از آن عمود غرور بر دل داشت

نگاهش خسته بود و منتظر...

گمگشته در پیچ و خم تردیدها

...

معجزه شد!

با چند واژه ی کوتاه

و

یک نگاه مطمئن

...

خط خطیهای خستگی اش فرو ریخت

انحنای زیبایی بر لبانش نشست

شکستگیهای ابروانش باز شد

نقطه ی امیدی پیدا شد

 همه ی نگاه هایش به خط راست رسید

و

گره ازخطوط  چهره اش گشود

...

آری گلم

معجزه شد...

او تازه شد

و

بر خط خط برگهای زندگی اش نوشت:

"سپاس"

تا

دفتر خوشبختی را نگاشت...

 

 

دختر گلم یکی از شاه کلیدهای سعادت و خوشبختی در دنیا سپاس است

سپاس از خدا برای هر آنچه که  هست و نیست...

سپاس ار خلق خدا برای هر آنچه که فقط هست...



موضوعات مرتبط: خوب بودن

تاريخ : ۱۳٩٢/۱/۳٠ | ۸:٤۱ ‎ق.ظ | نویسنده : یه شقایق | نظرات ()