دختر نازنینم

روزی که نگاه زیبایت به رخ یار افتاد

و در دلت چشمه عشق جوشید

روز آغاز ایمان است 

روزی که وجودت در واژه نامه اندیشه ات معنا شد

روز پیوندت با خدای خوبیهاست

همان دم که خود را شناختی

 و فانوس روحت را با شعله عشق افروختی

 نور ایمان را خواهی دید

نوری والاتر از نور

نوری برای عبور از گذرگاههای پر پیچ و خم زندگی

نوری برای ره گم کردگان سرزمین ناشناختۀ وجود

...

روزها می گذرند

و نور ایمانت با تلالو نگاهت به خدای خوبیها

درخشان تر می شود

خوب نگاه کن زندگی از آن توست

و رنگهای این بوم نقاشی بی شمارند

همه چیز در دست توست

قاب نقاشی این زندگی جسم تو

 و رنگ و نقش آن روح توست

پس بکوش تا در پرتو نور ایمان

زیبایی را خلق کنی

که چه بسا قاب زیبا و دریغ از نقش زیبا

اگر زیبایی این قاب به رنگهای موقتی است

زیبایی نقش به حضور عشق در رنگهاست

آراستن قاب کار هر کسی است

اما نقش زیبا زدن کار عاشقان است

روحی که با نور ایمان به خدای خوبیها

زیبا شود

اثری جاودانه خواهد بود

آری دلبندم

آرزو دارم با شبنم اشکهای شوق

 در شادی این اثر درخشان بدرقه ات کنم

 

 



موضوعات مرتبط: ایمان , عشق , خدا

تاريخ : ۱۳۸۸/۸/۱۱ | ۸:٥٥ ‎ق.ظ | نویسنده : یه شقایق | نظرات ()