دلبندم

می دانی غروب هم زیباست

زیباست

چون نوید بخش فرداست

و

 من بسیار دوستت دارم

بسان آفتابی که هرگز غروب نمی کند! 

امروز و فردای آفتاب من یکیست

 

دوست داشتنم آزاد از زمان...

اما زندگیم اسیر زمان است...

...

 

روزها در پی هم می گذرند

و غروبی در پی طلوعی می آید

...

 

غروب

پنهان شدن ناباورانه عظمتی درخشان

...

آری

 همان زمان که نگاهت محو تماشای ابهتی شاهانه است

آرام و با وقار

 از دیده پنهان می شود

و

چشمانت را مهمان جشن نورهای رنگارنگ می کند

اما دریغ که ثانیه ها دوان دوان می آیند

و آن نورها را هم پشت پرده ای  پرستاره

به انتظار فردا می گذارند!

فردا و فردا هایی از پس آن

...

 

دختر نازنینم

 اوج زیبایی است

طلوع و غروب آفتاب

و چه پندها که درآن نهفته است

برای آنان که تفکر می کنند...

 

 

                           

 

 



موضوعات مرتبط: غروب , زندگی

تاريخ : ۱۳۸۸/۱۱/٢۸ | ۱٢:٥٤ ‎ب.ظ | نویسنده : یه شقایق | نظرات ()