بازم یه بازی وبلاگی ... اما یه بازی که از هر حقیقتی هم واقعی تره ...

و به امید افزونی بهترین ها

ممنون از دعوتت سهبای عزیزم

 

بهترین هایمم ...

بهترین روز سال ٨٨

 

روز جشن آغاز کلاس اول دختر گلم... خیلی هیجان زده بودم خیلی بیشتر از تو

 عروسک قشنگم

پرنده کوچولوی من با اون مانتو و مقنعه کنار نو گل های دیگه نشسته بود

و چشمهای من از شوق برق می زد

یه خوشحالی عجیب ... آمیخته با نگرانی و هیجان

 

بهترین هدیه سال

 

بهترین هدیه رو هم از دخترم گرفتم...

دختر نازم بهترین هدیۀ امسالم اولین نامۀ تو بود ...

 تو نهال کوچک من باسواد شدی و  با اون خط قشنگ و کودکانه برام نامه نوشتی 

  وقتی داشتم می خوندمش نمی تونستم جلوی اشکهامو بگیرم...

به اندازه همه ستاره های آسمون ازت ممنونم

 

بهترین سفر

 

سفر به شهرهای شمال غربی و کرد نشین کشور بود که مناظر سحر آمیز و خیره کنندۀ زیبایی داشت و  دیگری اولین سفرعمرم  به شیراز که عاشقش بودم و بیشتر عاشقش شدم .

بهترین دوست

 

بهترین دوستم بدون اغراق می گویم همین دنیای مجازی و قلبهای مهربانی بود که در جای جای این کره خاکی و پشت مونیتورهای روشن می تپید و پیام دوستی را به بهترین شکل ممکن برایم به همراه داشت از همه دوستانم ممنونم که مایه دلگرمی ام بودند ؛ به ویژه سهبای نازنین و انیس گلم و مادر مهربان وبلاگستان و زهرای عزیزم با محمد ابراهیم دوست داشتنی اش و همه دوستان دیگر

خدای مهربونم تو بهترین دوستم بودی و بهترین هدیه تو به من همین دوستهای خوب و خوش قلب بوده و هست.

 

بهترین غذا

 

بهترین غذا هم بعد از دست پخت مادر مهربونم

 که از همین جا دستهای باسخاوتش رو می بوسم

همان غذای لذیذی بود که در رستورانی در سفر شیراز به همراه موسیقی زنده صرف شد و برای اولین بار ثنا خانوم بی بهانه همۀ غذایش را خورد!

 

بهترین فیلم

در مورد فیلم شرمنده ام!

 

بهترین کتاب

کتاب "هبوط" و کتاب " آری این چنین بود برادر " دکتر شریعتی

روحش شاد ؛ شیفته کلام گویا و تند و بی پروای اویم

 

بهترین پست

تا به حال هر چه نوشته ام خیلی دوست داشتم ... خیلی زیاد!!!

می دونم خود پسندی میشه ... اما چه کنم که حقیقت داره!!!

 

 

 

همیشه شاد و غرق در بهترین ها باشید

آری دوستان

 با نگاه زیبا بهترین ها را در آغوش بگیرید...

یا حق



موضوعات مرتبط:

تاريخ : ۱۳۸۸/۱٢/۱٩ | ٩:٠٠ ‎ب.ظ | نویسنده : یه شقایق | نظرات ()