دختر گلم

شیرینی قشنگ زندگیم

روزی که آمدی نمی شناختمت!

غریبه کوچکی بودی

صورت گرد و کوچکت را به صورتم چسباندند

گرم شدم ..

تو را خواستم ..

با تمام سختیهایت ..

باز هم خواستمت..

با تمام وجود

دور شدنت سخت بود برایم

حتی برای یک لحظه!

چشمهایت  بسته بود

 و

 من دل سیر نگاهت می کردم

راستش باور نمی کردم که واقعی هستی!!!

کوچک و مینیاتوری!

خوشگل و دوست داشتنی

درست مثل یک عروسک..

خدای من حالا من یک عروسک واقعی دارم..

عروسک قشنگی که واقعا می خندد و واقعا می گرید

و مهمتر اینکه

مسئول منم

مسئول این خنده ها و گریه ها منم

و این من هستم که مادر شدم

تا با خنده هایت شاد شوم و بخندم

 و

 با اشک هایت اشک بریزم و غمگین شوم

دختر خوبم

امروز هفت سال از اونروز می گذره

و تو  هنوز قلب من روی زمینی...

فرشته  قشنگم

تولدت مبارک

 

 

 



موضوعات مرتبط:

تاريخ : ۱۳۸٩/٥/۱٥ | ۱٢:٠۳ ‎ب.ظ | نویسنده : یه شقایق | نظرات ()