دختر خوبم

این بار هم می ترسم!

اصلا هر زمانی که قلم بدست می گیرم

می ترسم

تنم می لرزد

می ترسم با نوشته هایم ناراحتت کنم

می ترسم  با خودت بگویی

 این حرفها همه قدیمی شده...

می ترسم از این که برای تو می نویسم سرزنشم کنی

درست است

 این رسم زندگی است

 جوان ترها همیشه در پی کشف تازه ها هستند

و زیاد از حرفهای نسل گذشته لذت نمی برند!  

من به تو حق میدهم

 می دانم که اهل فکر و منطقی

اما نمی دانم در آینده ای نزدیک

آرزو ها و ایده آل هایت چه خواهد بود

و همین طور تعریفت از زندگی؟

دختر نازنینم

شاید حرفهای من درنظر تو همه قابل قبول نباشند

اما با این وجود از یک مساله مطمئنم

 همین باعث شد تا دست به قلم شده

و 

 برای عزیزترینم بنویسم

 دختر گلم

تا دنیا دنیاست و تا طلوع خورشید ادامه دارد ...

تنها راه سعادت در زندگی

ایمان به خدای یگانه است

اما

ایمانی که نه باعث تنبلی و نه باعث خودخواهی ما شود

ایمانی که همچون پرو بالی برای پرواز باشد

نه سد راه ما برای راه رفتن 

ایمانی در قلب اندیشه...



موضوعات مرتبط: ایمان و اندیشه

تاريخ : ۱۳۸٩/٧/۱٠ | ۱٢:٢٥ ‎ب.ظ | نویسنده : یه شقایق | نظرات ()