"یکی بود و یکی نبود

غیر از خدا هیچ کس نبود

روزی بود و روزگاری 

همه خوش و خرم بودند

خوبی خوب بود

و بدی بد..."

آری

نازنینم

اینها را همیشه در قصه ها می خوانی

می خوانی و می آموزی

تا قدم در دنیای واقعیت ها بگذاری...

اما

افسوس

افسوس که روزگار واقعی ما

هرروز از قصه ها فاصله می گیرد

بیشتر و بیشتر...

طوری که دیگر می شود غصه 

 و نه قصه !

...

در قصه ها از درستی و پاکی می گوییم

به به ها سر می دهیم

و

درستکاران را قهرمان می بینیم

اما در واقعیت ها

پاکان و درستان را  بازنده و گوشه نشین می یابیم

و

چاپلوسان و دغل بازان را همه کاره

در قصه ها از راستی و راستگویی می گوییم

و راستگویان را فاتح قصه ها می دانیم

اما

 در واقعیت دروغ گویان را موفق می بینیم

در قصه ها از دانایی می گوییم ...

از جغد دانا می گوییم !!

جغد دانایی که همه مشکل خود را به نزدش می برند

و در واقعیت مشکل خود را با ... حل می کنیم

و ...و ...و...

افسوس

افسوس که هر روز

 فاصله قصه ها از واقعیتها بیشتر می شود

دخترم

در دنیای خودت مثل همان قصه ها باش

هرچند که دنیای واقعی؛ 

خوبی را خوب نشناسد...

 

 



موضوعات مرتبط:

تاريخ : ۱۳۸٩/٩/۱ | ۸:۳٩ ‎ق.ظ | نویسنده : یه شقایق | نظرات ()