زمین  پاک

هوا پاک

نفسها  پاک...

همه شاد

همه مهربان

همه امیدوار...

پری های خوش رویی بر شانه ی تک تکمان

 غولهای خشم در اسارت صبر زیبایمان!

دختر گلم

اینجا خاک پاک  ماست

جایی که نفس می کشیم

جایی که با هر نفس

دریایی از حیات و امید

به ساحل سعادت می رسد

اینجا سرزمین خوشبختی است!

و

.

.

.

این صدای ایران است

همان خاک پاکی که روزگاری

پیشرو علم و تمدن بود

با مردمانی

 عاشق حق و حقیقت

...

همین خاکی که وطن ماست

.

.

.

این صدای ایران است

هوای آسمانش غباری

و هوای دلش ابری

ایران می بیند

فرزندانش را

...

...

فقرمان را می بیند

...

شاید هم در گوش تک تکمان می گوید:

 به کجا این چنین شتابان؟!!!!!!!!

و در آیینه ی آرزو هایش 

خود را می بیند... 

ایران را می بیند...

همه ی مردمانش دوست دار راستی اند

و بیزار از دروغ

...

راز دار و غم خوار همند

و بیزار از غیبت

...

دین دارند

و

 خیلی خوب می دانند

 حلال و حرام را

...

علف های خانمانسوز رشوه و ربا

همه ریشه خشکانده اند

...

عشق وطن

 تاج سر هر ایرانی است

و

کار نیک, نگین آن

...

اینجا

قامت قانون چون کوه , استوار است

و

گذر از آن ناممکن!

...

غبار بی عدالتی ؟

نه هرگز

آیینه ی آرزوهای ایران

پاک است و زلال

بدون ذره ای غبار

...

اینجاهوا  همیشه بارانی است

باران دوستی و همدلی

... 

آری گلم

اینجا ایران است

هرچند  خسته...

اما زنده

و

امیدوار

...

مام وطن

همه ی فرزندانش را دوست دارد

و

آرزومند بهروزی تک تکشان است

اما

 چون هر مادری

بیش از هر چیزی

در کنار هم ماندن

و

دست در دست هم بودن

فرزندانش

را آرزو می کند...

 

تار و پود عالم امکان به هم پیوسته است  عالمی را شاد کرد آنکس که یک دل شاد کرد

پرواز من به بال و پر توست  زینهار   مشکن مرا که می شکنی بال خویش را

ابرام در شکستن من این قدر .......چرا ؟   آخر نه من به بال تو پرواز می کنم ؟

صائب تبریزی



موضوعات مرتبط: ایران

تاريخ : ۱۳۸٩/۸/۸ | ۱٠:٠٦ ‎ق.ظ | نویسنده : یه شقایق | نظرات ()