|
دخترم... ...ناگفتنیهای امروز و گفتنیهای فردا برای دخترم...
|
دردانه من امروز سالگرد میلاد اسوه بشریت و تبلور عدالت است روز میلاد مولایمان علی هم اوکه اندیشه تابناک و منطق استوارش نمونه ای بی بدیل برای همه زمانهاست خوشا به حال ما که مولایی چون علی داریم و بدا به حال ما که با وجود چنین نگین ارزشمندی هرگز بهره لازم را نبرده و همواره به دنبال گمشده خود پریشان حالیم راستی ما راچه میشود " آب در کوزه و ما گرد جهان می گردیم" درس زندگی در دستانمان است و ما در به در به دنبال الگویی در شرق و غربیم حال آنکه هر وجدان بیداری علی گونه بودن را می پسندد خواه دیندار باشد ,خواه آزاده... همان زمامداری که بر زمین و زمان فرمان میراند وحکم عدالتش چون شمشیر برنده برگردن ناحقان فرود می آمد و چون دست پدرانه ای نوازشگر ستمدیدگان و یتیمان بود همان حاکم عادلی که نفسش خدایی بود و روحش آسمانی ... هرگز خود را بیش از آن چه بود نستود و اجازه این کار را به کسی هم نداد وچه زیباست این بیت شاعر : به جز علی که گوید به پسر که قاتل من چو شود اسیر دستت به اسیر کن مدارا و افسوس که همچون علی نداریم اما علی نام بسیار داریم وصد افسوس که علی پدر ماست اما ما یتیمانی بیش نیستیم و امروز روز میلاد این پدر نمونه است و روز پدر بهانه ای برای قدردانی از زحمات بی دریغ پدر بهانه ای برای بوسیدن دستان پدر بهانه ای برای یادآوری فداکاریها و محبت های پدرانه بهانه ای برای زدودن گرد و غبار رنج معیشت از جامه پدر...
[ ۱۳۸۸/٤/۱٥ ] [ ۸:٥٠ ب.ظ ] [ یه شقایق ]
[ نظرات () ]
|
|
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] |