ستاره عمرم

 شبی بر آسمان روزگار درخشیدی

 و روزی چشم به روی حقایق زندگی می گشایی

و قدم در راه پر فراز و نشیب زندگی می نهی

   تا رسیدن به سرمنزل مقصود

 راهی که سختی اش وعده گشایش می دهد

و  از پی هر فرازی , نشیبی می رسد

 و رهرو آن است که رمز عبور از سختیها رابداند 

آری نازنینم

تو میدانی که چه اندازه برایم عزیزی

 و آرزو دارم تا دیدگانم را فرش قدمهایت کنم

 تا مبادا که در این راه رنجیده شوی

اینک بدان

 خدای خوبیها که تو را بیش از من دوست می دارد 

 بهترین ها را برایت می خواهد 

 و گذر ایمن از این سختیها

 راه رسیدن به بهترین هاست 

 آری دلبندم

 بهای هر گوهری سنگین است

 و بهای عشق جز  خود عشق نیست

 پس باید گذر کرد و راه گریزی نیست

 و اگر چنین نبود همه  می گفتیم 

دنیا بایست که می خواهم پیاده شوم !

دنیا از حرکت نمی ایستد

بلکه

این ما هستیم که باید ایستادگی کنیم

  چنان قوی و استوار باشیم که گویی

 چون کوهها تا به قیامت  پابرجا خواهیم بود

اما در مکتب عشق چنان باشیم که گویی

 دمی بیش در این جهان نیستیم

 و دم را غنیمت شمریم

 آری گل زیبای من عاشق باشیم

 عاشق خدای خوبیها 

اینک که عاشقیم و چون کوه استوار

 بازیگر نقش اول این صحنه دشوار زندگی هستیم

...صحنه گذر از سختی...

 که ناظر اصلی آن معشوق

 و پاداش آن رسیدن به بهترین هاست

دخترم

 زمانی که در مسیر زندگی ات

 قرعه نقشی سخت به نامت افتاد

.. هراسان مشو.. 

مبادا زبان به شکایت گشوده

 و از خدای خوبیها گله کنی!؟

   زمین و زمان را متهم کنی

 و به دنبال راه فرار به غیر او التماس کنی

؟؟؟  و سعی بر ترک صحنه کنی؟؟؟ 

در حالی که او تو را می بیند....لحظه به لحظه

 اشکهایت را پاک کرده

 و دست نوازش بر سرت می کشد

 تا  آرام گیری و ادامه دهی

... اما تو نمی بینی... 

                       اگر دچار غفلت شوی

... و تو می بینی... 

                       اگر عاشق باشی

 



موضوعات مرتبط: زندگی , دنیا , عشق , خدا

تاريخ : ۱۳۸۸/٥/٩ | ۳:٤٦ ‎ب.ظ | نویسنده : یه شقایق | نظرات ()