دختر نازم

امروز بر ات قصه می گم!

قصه خوبیها...

یکی بود و یکی نبود

خدا بود و هیچ نبود

خدا مظهر خوبی بود

پس آفرید, هر آنچه که لایق خوبی بود

از جن و پری

تا آدم...

آدم لایق خوبی بود

اما

آدم , آزاد بود

آزاد آزاد

آدم اراده داشت

برای انتخاب

بین خوب و بد

هر چند که آدم لایق خوبی بود...

........

روزها گذشت ....

تا اینکه

غول زمان

آدم را به حال رساند

به امروز...

امروز آدم مغرورتر از همیشه است

امروز آدم تار رنگینی به دور خود تنیده است

و

در عالم بی خبری خویش

 خود را عالم دهر می داند!

به تار تنیده اش می نازد

 و ادعای خدایی می کند!

امروز آدم بیچاره تر از  همیشه است

 و  عجب  آنکه خود خبر ندارد !!!

امروز خوبی را سخت می شود جست

امروز روز سختی است

اما

خدای خوبیها

مثل همیشه مهربان است

مثل همیشه دست نوازش بر سر آدم می کشد

و

نور عشق را چراغ راهش می کند

تا رسیدن فردا...

فردا روز طلوع خورشید  عشق

 بر این سرزمین یخ بسته است

فردا روز خوبیهاست...

خدایا

کی میرسد از ره این فردا............؟

الهم عجل لولیک الفرج

زیبا ساز وب   تصاویر مذهبی

از آرشیو وبلاگ



موضوعات مرتبط: عشق , فرشته , فردا

تاريخ : ۱۳۸٩/٥/٥ | ٩:٢۱ ‎ق.ظ | نویسنده : یه شقایق | نظرات ()