دختر قشنگم , گوش کن

صدای شادی فرشته ها را می شنوی؟

صدای جشن و سرور ,‌ صدای دعوت

 صدایی از عرش تا فرش...

خبری در راه است...

گویی ماه , رازی را در گوش زمین نجوا خواهد کرد...

راز ضیافتی بزرگ...

ضیافت خدای خوبیها برای اهل زمین...

و

درهای قصر عشق بر روی همگان گشوده می شوند

آری همه دعوتند...

همه با قلبهای سیاه یا سفید و یا خاکستری...

اهالی آسمان بر زمینیان رشک می ورزند...

اما

اما بیشتر زمینیان در خوابند و صدایی نمی شنوند...!

خوابی عمیق تر از خواب!!!

نه می بینند , نه می شنوند و نه حس می کنند...

سفره زیبایی را که در سرسرای قصر عشق

 با نور خدا  می درخشد

  نمی بینند...

صدای دلنواز دعوت را نمی شنوند...

و نوازش بالهای فرشته ها را بر شانه هایشان

 حس نمی کنند...

همه کبوتران نامه بر از قلبهایشان کوچ کرده ...

و در عالم بی خبری خویش

 خواب خوشبختی می بینند... !

و اما ..

خوشا به حال آنان که بیدارند...بیدار بیدار...

 صدای معشوق را با گوش جان می شنوند...

 دعوتش را با تمام وجود می پذیرند ...

و با اشک شوق قدم در قصر عشق می گذازند...

و

بر سر سفره نور می نشینند...

نوری برای رسیدن به خدای خوبیها...

.................................................

ای کاش بیدار باشیم , عزیزم

                                        ای کاش بیدار باشیم...

از آرشیو وبلاگ

  



موضوعات مرتبط: عشق , زندگی , فرشته , خدا

تاريخ : ۱۳۸٩/٥/٢٠ | ٥:٤٢ ‎ب.ظ | نویسنده : یه شقایق | نظرات ()